هانیا به پیش دبستانی می رود

سلام دوستان عزیزم. خوبین؟ انقدر که اینجا خاک گرفته دیگه حال نداشتیم بیایم گردگیری کنیم. یه جورایی کار سختی شده بود انگار. ولی دیگه تصمیم گرفتیم شده با یه پست کوچیک برگردیم. آخه مامانی با خودش فکر کرد حیفه تا الان که خاطراتم رو نوشته دیگه ولش کنه به خصوص که دیگه خودم هم کم کم با سواد میشم و میتونم خودم ادامه ش بدم. خوب باید بگم به لطف خدا و البته با دعاهای بسیار من مامانی ترم آخر کلاسهاش رو هم پشت سر گذاشت و البته معدلش هم بیست شد که بهش گفتم همش رو مدیون دعاهای منه. الانم فقط پایان نامه ش مونده. منم که طبق معمول سابق دختر خوبی هستم و فقط گاهی شیطنت می کنم. ولی دیگه کم کم بزرگ شدم و تغییرات خوبی هم در سبک زندگیم ایجاد شده.(میدونین که وارد پیش دبستانی شدم) یکی از مهمترین تغییراتم اینه که با ورود به پیش دبستانی دیگه صبح ها توی خونه بیدار میشم و لباس فرمم رو می پوشم و آماده میشم که برم مهد، قبلا بابا منو تو خواب بغل می کرد و میگذاشت توی ماشین و مامانی جلوی مهد بیدارم میکرد و لباسم رو عوض می کرد و موهامو شونه می زد و میفرستاد توی مهد. اما الان دیگه تمام این مراحل توی خونه انجام میشه و مهمتر اینکه من توی راه نمی خوابم چون شبها هم زودتر می خوابم. دیگه اینکه توی تابستون مدتی رو کلاس ژیمناستیک رفتم، که چون تا ساعت حدود 5 توی مهد بودم بیشتر روزها خسته بودم و مامانی به همین علت با شروع پاییز دیگه ثبت نامم نکرد تا بعدا خودم علاقه نشون بدم که برم. اونجا دوست عزیزم ستایش جون هم توی کلاس بود و معمولا بعد از کلاس با هم خوراکی میخوردیم و یا بازی می کردیم که خیلی هم بهمون خوش می گذشت. از اخبار کلاسهای دیگه هم اینکه مدیر مهدمون به مامانی اطلاع داده که زبانم خیلی خوبه و با بچه های کلاس سومی در یک ترم هستم، مامانی کلی تعجب کرد چون توی خونه حتی علاقه ای به حل تمرین ها هم نشون نمیدم، البته مامانی هم هیچ وقت به این موضوع حساسیتی نشون نمیده چون دوست نداره چیزی بهم اجبار بشه. از اول تابستون توی مهد کلاس باله هم رفتم و الان کلی از حرکاتش رو به زیبایی انجام میدم. توی این مدت هم حرف آ،ب، د، َ  رو یاد گرفتیم و مشق داریم که من دیروز با استفاده از این حروف و حروفی که قبلا خودم بلد بودم جمله ی "بابا آب داد" و "مامان نان داد" رو برای مامانم نوشتم، از آبان ماه هم مشق ریاضی هم به تکالیفمون اضافه میشه، برخوردم با مشقها بدک نیست ولی زیاد هم مشتاق نیستم، یعنی مثلا مشقی که روز 4 شنبه بهم دادن رو تا روز جمعه به تعویق انداختم و روز جمعه انجام دادم، اونم با کلی بازیگوشی، هر خطی رو که می نوشتم از مامانی اجازه می گرفتم مثلا نقاشیم رو کامل کنم یا اینکه یه کارتون ببینم، خلاصه خدا به داد مامانی برسه برای کلاس اول شدنم!!!!

روز اول پیش دبستانی

این هم یه جشن چند روز بعد

این هم چند تا عکس قدیمی تر که توی مهد گرفتیم

 

1:با عرض پوزش عکسها موبایلی هستند.

2:تاریخ انتشار مطلب 9/8 هست، البته 19/7 پیش نویس شده بود، ببینید چقدر مامانم تنبل شده!

/ 11 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
:)

اخیییییی چ نازه [لبخند][قلب]

طاق بستان کرمانشاه/بیستون کرمانشاه/تکیه معاون الملک/تکیه بیگلربیگی/باغ پرندگان کرمانشاه/باغ گلها کرمانشاه و...

تنها یک چیز است که برآورده شدن رویایی را ناممکن می سازد و آن، ترس از شکست است. هرگز از رویاهایت صرف نظر نکن، به دنبال نشانه‌ها برو… "پائولو کوئیلو"[گل] ***دیدنیهای کرمانشاهان*** 1-طاق بستان2-بیستون3-بازارسنتی کرمانشاه4-تکیه معاون الملک5-تکیه بیگلربیگی6-سراب نیلوفر7-باغ پرندگان کرمانشاه8-باغ گلها کرمانشاه9-پارک کوهستان10-معبد آناهیتا11-غارقوری قلعه کرمانشاه بزرگترین غارآبی آسیا و... kermanshahan20.blogfa.com kermanshah29.blogfa.com

سپیده عمه آریانا

سلام عزیزم رسیدن بخیر . خیلی خیلی دلمون براتون تنگ شده و منتظرتون بودیم . پیش دبستانی رفتن هانیای عزیزم مبارک باشه . الهی همیشه موفق باشه . فداش بشم که کلی خانومتر و بزرگتر شده پرنسس نازم . جیگرشو برم با عکسهای زیباش . کلی از دیدنشون کیف کردم . انشااله که بسلامتی پروژه پایان نامه تون هم تموم بشه الهی همیشه موفق و پیروز باشید . دوستتون داریم و منتظر ادامه نوشته هاتون هستیم . بوووووووووووووووووووووووووووس به روی ماه هانیای گلم[ماچ][بغل][قلب][قلب][بغل][گل]

سپیده عمه آریانا

هانیای قشنگم سالرزو زمینی شدنت مبارک الهی 120 سال چراغ زندگیت پروفروغ باشه و همیشه بدرخشه و تا همیشه در کنار بابا و مامی مهربونت شاد و سلامت و خوشبخت زندگی کنی . یک عالمه آرزوهای قشنگ برات آرزومندم همراه با یک دنیا شادی و سلامتی و خوشبختی . تولدت مبارک عزیز دلم [ماچ][بغل][قلب][گل][گل]

زیبازن

مامان هانیا جان سلام، از شما دعوت می شود، به خانواده زیبازن بپیوندید، زیبازن محیطی برای آموزش، یادگیری، سرگرمی، لحظات شیرین، دردودل و استفاده از تجربیات یکدیگر. منتظر حضور گرمتان هستیم. زیبازن برای تمام بانوان ایرانی[گل] WWW.ZIBAZAN.NET

طاق بستان کرمانشاه/بیستون کرمانشاه/تکیه معاون الملک/تکیه بیگلربیگی/باغ پرندگان کرمانشاه/باغ گلها کرمانشاه و...

در ساحل درياي زندگي قدم ميزدم همه جا دو رد پا ديدم جاي پاي من وخدا به سخترين لحظه ها كه رسيدم فقط يك جاي پا ديدم گفتم خدايا مرا در سخترين لحظه هاي زندگي رها كردي؟؟ او گفت: (تو را در سخت ترين لحظه ها به دوش كشيدم[گل]) kermanshahan20.blogfa.com (وبلاگ دیدنیهای کرمانشاهان) kermanshah29.blogfa.com (وبلاگ کرمانشـاه گهواره تمـدن) kermanshah39.blogfa.com (وبلاگ اخبار کلانشهر کرمانشـاه)

مامان نازدونه ها

سال نو رو تبريك ميگم اميد كه روزهاي پيش روت مملو از سلامتي وآرامش و جيبي پر پول براتون باشه عزيز دلم[بوسه][قلب][قلب] به اميد بيشتر داشتنت تو سال جديد (:

نیوشا

سلام خاله ،خوبین؟ فکر کنم شناختین! منم نیوشا ک خیلی هم مزاحمتون میشم[چشمک]و ازتون کلی سوالا میپرسم...... ماشاالله چقد دخمل خانمتون زیبا شده..... کلی گشتم تا وبلاگتونو پیدا کردم اخه ادرسشو گم کرده بودم. دوستون دارم [گل] فعلا[گل]