Lilypie - Personal pictureLilypie Premature Baby tickers


هانیای من

هانیای عزیز من ساعت 10:30 صبح جمعه 1/9/87 در بیمارستان آتیه به دنیا اومد.اینجا سعی می‌کنم خاطراتش رو ثبت کنم تا در آینده بتونه با خوندن این صفحه بیشتر در باره‌ی این روزها بدونه!به امید روزی که خودش نوشتن خاطراتش رو ادامه بده!

آخرین روز از ماه دوست داشتنی من و تولد
نویسنده : مامان هانیا - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠
 

سلام دختر عزیزم. امروز متوجه شدم که ماه آذر داره تموم میشه و من هنوز فرصت پیدا نکردم تا برای تولدت چیزی بنویسم. تصمیم گرفتم تا این ماه زیبا تموم نشده یه مطلب رو برای تبریک 5 سالگیت ثبت کنم. تمام این روزهای تاخیر رو به این فکر بودم که برات چیزی بنویسم اما انقدر کار داشتم و انقدر ذهنم آشفته بوده که نتونستم. قبل از هر چیز برای ثبت در خاطره هات باید بگم امسال متاسفانه یا خوشبختانه روز تولدت مریض بودی. من اولش خیلی ناراحت بودم اما وقتی با خاله مریم صحبت کردم فهمیدم که باید خوشحال باشم که تو دیگه واکسینه شدی. روز عاشورا بود که داشتیم آماده می شدیم با هم بریم بیرون که تو اومدی گفتی مامانی ببین و  یه نقطه قرمز رو روی شکمت بهم نشون دادی. من فوری متوجه شدم که احتمالا آبله مرغون گرفتی و ازت پرسیدم آیا کسی توی کلاستون آبله مرغون گرفته که وقتی گفتی آره کلی ناراحت شدم و غصه خوردم که تو مبتلا شدی. ولی بعد هرکس که میشنید میگفت مبارکه و من کم کم خیالم راحت شد که برات خوب بوده.خلاصه روز تولدت که یک هفته بعدش رسید صورتت خال خالی شده بود و همین طور به خاطر اینکه کسی ازت نگیره و البته به خاطر روزهای ماه محرم برات تولد با مهمون زیاد نگرفتم، ولی خودمون با مامان مری اینا و دایی ها برات یه تولد خودمونی گرفتیم که کیکش رو هم خودت انتخاب کردی(البته متاسفانه قنادی کیک رو اشتباهی تحویل داده بودند و تو کلی شاکی شدی ولی قبول کردی که با همون کیک تولدت رو برگزار کنیم). ایشالا بعد از ماه صفر برات یه تولد حسابی میگیرم و جبران میکنم. البته کادوهاتو که خیلی هم دوستشون داشتی گرفتی ولی دلم میخواد یه جشن قشنگ هم برای 5 ساله شدنت بگیرم. این روزها که من سخت مشغول درس و کار و گرفتاریهای دیگه هستم بیشتر از همیشه بهم کمک می کنی تا بتونم به درسا و کارهام برسم و من بیشتر از همیشه از داشتنت خوشحالم.

 گل 5 ساله ی  من، عزیز قلبم، امیدوارم هممممممممیشه ی همممیشه شاد و خندون و سلامت باشی

توی این عکس اگر دقت کنی جوشهای آبله مرغونت پیداس

پی نوشت 1:ببخشید فرصت نبود عکسها رو اسکن کنم، از روشون عکس گرفتم.

پی نوشت 2:شب یلداتون مبارک و خوش بگذره.

پی نوشت 3: از همه ی دوستان گلی که تولد هانیا رو تبریک گفتن ممنونم.می بوسمتون.


 
comment نظرات()

 
 



كد ماوس