Lilypie - Personal pictureLilypie Premature Baby tickers


هانیای من

هانیای عزیز من ساعت 10:30 صبح جمعه 1/9/87 در بیمارستان آتیه به دنیا اومد.اینجا سعی می‌کنم خاطراتش رو ثبت کنم تا در آینده بتونه با خوندن این صفحه بیشتر در باره‌ی این روزها بدونه!به امید روزی که خودش نوشتن خاطراتش رو ادامه بده!

من به زودی اورست را هم فتح می کنم
نویسنده : مامان هانیا - ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٧
 

از یکم آذرماه پارسال که پام رو به این دنیا گذاشتم و تونستم کره زمین رو فتح کنم یازده ماه و دو هفته و چند روز می گذره.
در این مدت من تونسته م خیلی جاها ر, فتح کنم و خیلی رکورد ها رو بشکنم که عناوین کسب شده رو به شرح زیر اعلام می کنم:
چشم شیطون کور و گوش شیطون کر ......(لطفا حمل بر خود ستایی نشه ها)
١. قهرمان بالا رفتن از پله در سبک سه پله هال با فرش لغزان با رکورد ٣ ثانیه.
٢. قهرمان عبور از موانع از جمله مامانی، بابایی، دایی جون و پایی که روی مبل روبرویی در حال استراحته.
٣. قهرمان عبور از زیر موانع که سخت ترین آنها ترکیبی از روی پای بابایی و زیر پای اون هست.
۴. قهرمان غار نوردی در رشته غارهای حاصل از فاصله مبل و دیوار.(گاهی انقدر این غار  تنگه که اونجا گیر می کنم و داد می زنم تا یکی منو در بیاره).نیشخند
۵. قهرمان صعود به مبل در مدت زمان کمتر از ۵ثانیه.
۶. قهرمان صعود از تخت خواب بدون لبه.(و همین طور سقوط از همون تخت)
٧. قهرمان پایین آمدن از تخت خودم(از روی نرده ها) و تخت مامانی و بابایی و پله با فرش لغزان.
٨. قهرمان صعود از صندلی عقب ماشین و فتح طاقچه 206 و پراید.
٩.و در آخر قهرمان صعود از پله های ترقی.

حالا هم بابایی به من قول داده تا به زودی اسمم را در یک کلاس صخره نوردی بنویسه تا در این زمینه هم استعدادهام شکوفا بشه.عینک

 


 
comment نظرات()

 
 



كد ماوس